از اون روزی که مروارید به من گفت اگر اون بره فوقش 6 ماه میشکنی و بعد دوباره سرپا میشی زمان زیادی نمیگزره. اون روز تمام وچودم ترسید از این اتفاق با خودم گفتم عجب نگاهی چرا باید به این موضوع حتی فکر کنم. همه نیروهای درون من همیشه میخواسته نگه دارد. نه از روی عشق که از روی ترس. من ترسیده ام در زمان های زیادی که جلوی رفتن آدمها رو گرفته ام ترسیده ام. از آن زمان شاید کمتر از سه ماه گذشته باشد ولی من اکنون در عجیب ترین جای رابطه ام با تو ایستاده ام. زمان منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

خود شناسی پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان ارائه محصولات اسکالر انرژِی تم ساز themsaz