دلم را با خود می برم می گذارم ته آن صندقچه که دیگر تنگ نشود نمی دانم کی میخواهد از من انتقام بگیرد و من از آن صندوقچه تاریک بدم می اید اصلا انگار رحم ندارد. انگار نمی فهمد بی قراری های دل را. پس تکلیف این همه شور و هیجان و امید چه می شود که آنها هم می روند ته صندوقچه.

پس بگذار اینجا فریاد بزنم که کسی نفهمد چه آمده بر سر این دل بیچاره. بگذار اینجا حداقل همه بفهمند که من برای نشتن با تو در یک کافه و خوردن چای حسرت می خورم. بگذار اینجا همه بفهمند که عاشقت هستم و دوستت دارم. در آن صندقچه هیچ کس صدای دلم را نمی شنود. اصلا نباید که بشنود. 

کی آرام میشوی ای دل من بگو تا بیابمت

بگذار ,صندوقچه ,بگذار اینجا ,صندوقچه تاریک منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

فروش فلزیاب بونتی هانتر در تهران 09197977577 برکه آبی موزیک عکس اس پیشواز در سایت تفریحی و جذاب عکس توشات https://biz-kala.ir asacharter RofaghDL.ir|رفقا دانلود web724